ترجمه "amante" به فارسی
دوستدار, عاشق, خاطرخواه بهترین ترجمه های "amante" به فارسی هستند.
amante
noun
verb
masculine
دستور زبان
Persona con la quale si ha una relazione amorosa.
-
دوستدار
noun masculineDobbiamo amare tutti, essere dei buoni ascoltatori e mostrare attenzione verso le sincere convinzioni altrui.
ما باید دوستدار همه باشیم، شنوندگان خوب بوده، و برای عقاید آنها احترام بگذاریم.
-
عاشق
nounLui ama le macchine, mentre suo fratello le odia.
او عاشق ماشین است، ولی برادرش از آن متنفر است.
-
خاطرخواه
noun masculineLo sapevo, e anche Dudley, il vostro amante sposato lo sapeva, e non gli e'importato.
میدونستم و دادلی ، خاطرخواه متاهلت هم میدونست و واسش مهم نبود
-
ترجمه های کمتر
- جانان
- دلبر
- دلداده
- معشوق
- نگار
- یار
- maʼshuq
- ʼâsheq
- فاسق
- مجاهد
- مخلص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amante" با ترجمه به فارسی
-
آمينواسيدها
-
نارنجها
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
dust dâshtan · mohabbat kardan · دوست داشتن · عاشق بودن · عاشق شدن · عشق داشتن · عشق ورزیدن · مهر ورزیدن
-
jân · mahbub · ʼaziz · انگبین · جانان · دلبر · دلدار · شهد · عزیز · محبوب · معشوق · معشوقه · مورد علاقه · نگار · یار
-
آمینوپپتیداز
-
qollâb · به قلاب انداختن · تله · دام · قلاب ماهيگيري · قلاب ماهیگیری · قلاب، چنگك، جا لباسي · گول زنک
-
دوستت دارم · عاشقتم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن