ترجمه "andare" به فارسی
رفتن, raftan, بودن بهترین ترجمه های "andare" به فارسی هستند.
andare
verb
دستور زبان
Lasciare un posto, una situazione o una discussione. [..]
-
رفتن
verbMi sono dimenticato di spegnere la televisione prima di andare a dormire.
من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم.
-
raftan
-
بودن
verbLa naturalezza non va confusa con la noncuranza.
طبیعی بودن، با بیتوجهی و بیمبالاتی تفاوت دارد.
-
ترجمه های کمتر
- راه رفتن
- رَفتَن
- شدن
- اتفاق افتادن
- تمام کردن
- در رسیدن
- دست کشیدن
- مصرف کردن
- موقوف شدن
- گذراندن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " andare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "andare"
عباراتی شبیه به "andare" با ترجمه به فارسی
-
موفق · کامگار
-
گاس ون سنت
-
وانگای فان دام
-
بیا بریم
-
ژان کلود ون دم
-
khosh âmadan
-
ویلارد ون اورمن کواین
-
خارج شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن