ترجمه "andare" به فارسی

رفتن, raftan, بودن بهترین ترجمه های "andare" به فارسی هستند.

andare verb دستور زبان

Lasciare un posto, una situazione o una discussione. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفتن

    verb

    Mi sono dimenticato di spegnere la televisione prima di andare a dormire.

    من فراموش کردم که تلویزیون را قبل به خواب رفتن خاموش کنم.

  • raftan

  • بودن

    verb

    La naturalezza non va confusa con la noncuranza.

    طبیعی بودن، با بیتوجهی و بیمبالاتی تفاوت دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • راه رفتن
    • رَفتَن
    • شدن
    • اتفاق افتادن
    • تمام کردن
    • در رسیدن
    • دست کشیدن
    • مصرف کردن
    • موقوف شدن
    • گذراندن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " andare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "andare"

عباراتی شبیه به "andare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "andare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه