ترجمه "aneurisma" به فارسی
آنوريسم, آنوریسم, التهاب وريد بهترین ترجمه های "aneurisma" به فارسی هستند.
aneurisma
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
آنوريسم
Si sentirebbe se avesse un aneurisma dovuto a un trauma.
مي تونه نشانه " آنوريسم " ناشي از ضربه روحي باشه
-
آنوریسم
dilatazione progressiva vascolare
Un'analisi preliminare del cervello mostra un grave aneurisma celebrale.
اسکن های ابتدایی مغز یه آنوریسم مغزی حاد رو نشون میدن.
-
التهاب وريد
noun
-
ترجمه های کمتر
- انفاركتوس
- بيماريهاي رگ خوني
- بیماریهای عروقی
- رگبيماري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aneurisma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "aneurisma"
عباراتی شبیه به "aneurisma" با ترجمه به فارسی
-
آنوریسم آئورت
-
آنوریسم آئورت شکمی
-
آنوریسم مغزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن