ترجمه "api" به فارسی

آپیده, آپیس, عسلزنبورداران بهترین ترجمه های "api" به فارسی هستند.

api noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آپیده

  • آپیس

    A Menfi fece un sacrificio al bue Api, ingraziandosi così i sacerdoti egiziani.

    با قربانی گذراندن برای گاو آپیس در ممفیس، دل کاهنان مصری را نیز به دست آورد.

  • عسلزنبورداران

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " api " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Api noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Api" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Api در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "api" با ترجمه به فارسی

  • اِیپیآی ساده برای اکسامال
  • زنبور عسل
  • لارو چركدار آمريكايي · لارو چركدار اروپايي · لارو چرکدار
  • زنبور عسل
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • لاروهای زنبور
  • لاروهای زنبور
  • Ape
    زنبور عسل
اضافه کردن

ترجمه های "api" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه