ترجمه "apice" به فارسی
ouj, اوج, اعلی درجه بهترین ترجمه های "apice" به فارسی هستند.
apice
noun
masculine
دستور زبان
Il grado massimo di una condizione, un sentimento, ecc.
-
ouj
-
اوج
noun masculineIl grado massimo di una condizione, un sentimento, ecc.
Tutto questo, ovviamente, raggiunse il suo apice nello scandalo Iran-Contras degli anni ottanta.
و اين البته، در رسوايى ايران- كنترا در دهه ١٩٨٠ به اوج خود رسيد.
-
اعلی درجه
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- بالانویس
- بحران
- بلندا
- تارک
- راس
- سر
- مرتفعترین نقطه
- منتها
- نقطه اوج
- نوک
- نیم روز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apice" با ترجمه به فارسی
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
-
بالانویس و پاییننویس
-
آماج خورشیدی
-
كشت نوك جوانه · کشت بخشینه · کشت مریستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن