ترجمه "applicato" به فارسی
عملی ترجمه "applicato" به فارسی است.
applicato
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Participio passato di applicare.
-
عملی
adjectiveLa criptografia quantica è ancora sperimentale e ci vorranno alcuni anni prima di poterla applicare.
رایانش کوانتومی هنوز در آزمایشگاههاست، و چند سالی طول خواهد کشید تا کاربردهای عملی پیدا کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " applicato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "applicato" با ترجمه به فارسی
-
marha gozâshtan
-
هنر کاربردی
-
فیزیک کاربردی
-
ریاضیات کاربردی
-
زمینشناسی مهندسی
-
استخدام کردن · استعمال کردن · بهره برداری کردن · بکار بردن · بکار گماشتن · درخواست دادن · مشغول کردن
-
زبانشناسی کاربردی
-
تحقیق · پژوهش · پژوهش توسعه · پژوهش علمي · پژوهش كاربردي · پژوهش و توسعه · پژوهش پايهاي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن