ترجمه "arabo" به فارسی

عربى, عربی, عَرَبی بهترین ترجمه های "arabo" به فارسی هستند.

arabo adjective noun proper masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عربى

    E questo è il risultato che è quasi una combinazione di un quartiere europeo e una città araba.

    و اين نتيجهاى است كه تقريباً شبيه تركيبى از مجتمع های اروپايى و شهرى عربى ميماند.

  • عربی

    adjective

    Ma sono cresciuta in Canada, lontana dalle mie origini arabe.

    اما در کانادا بزرگ شدم، دور از ریشه های عربی ام.

  • عَرَبی

  • ترجمه های کمتر

    • ʼarab
    • ʼarabi
    • الفبای عربی
    • تازی
    • زبان عربی
    • عرب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arabo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Arabo
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرب

    adjective noun

    Il Consiglio Arabo ha assunto il potere in mio nome.

    همه مي دونند كه شوراي عرب با اسم ما قدرت رو به دست گرفت

تصاویر با "arabo"

عباراتی شبیه به "arabo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arabo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه