ترجمه "arido" به فارسی
khoshk, خشک, بایر بهترین ترجمه های "arido" به فارسی هستند.
arido
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
khoshk
adjective -
خشک
adjectiveSpecialmente nel tratto inferiore è arida tutto l’anno.
بستر این وادی نزدیک به دریای مرده معمولاً تمام سال خشک و بیآب است.
-
بایر
adjectiveGiardini e terreni irrigati si erano trasformati in distese aride e incolte.
باغها یا مناطق حاصلخیز، رو به زوال گذارده و به زمین بایر و بیحاصل یا صحرا تبدیل میشدند.
-
ترجمه های کمتر
- خشك
- کم باران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arido " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arido" با ترجمه به فارسی
-
خاكهاي نيمهخشك · خاکهای خشک
-
زمينهاي خشك · زونهای خشك · مناطق خشک
-
زمينهاي خشك · زونهای خشك · مناطق خشک
-
دیمکاری
-
آب و هوای خشک · اقليم بياباني · اقلیم بیابانی · اقلیم خشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن