ترجمه "arma" به فارسی
سلاح, aslahé, selâh بهترین ترجمه های "arma" به فارسی هستند.
arma
noun
verb
feminine
دستور زبان
Strumento che, durante un combattimento, serve per divendersi o attaccare, come, ad esempio, una spada, una pistola o un missile.
-
سلاح
nounSe parliamo di armi, il miglior metodo di disarmo è stato finora l'energia nucleare.
در مورد سلاح، بهترین خلع سلاح کننده در حال حاضر انرژی هسته ای است.
-
aslahé
-
selâh
-
ترجمه های کمتر
- جنگ افزار
- جنگافزار
- اسلحه
- توپ
- توپخانه
- حربه
- سِلاح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arma"
عباراتی شبیه به "arma" با ترجمه به فارسی
-
تانک سبک
-
بتن آرمه · بتن مسلح · بتون آرمه
-
قاچاق اسلحه
-
ابزارهای محاصره
-
تانک
-
تانک اصلی میدان نبرد
-
تیغ دو لبه · شمشير دو لب
-
اسلحه ضد هوایی · توپخانه ضد هوایی · ضد حملات هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن