ترجمه "armato" به فارسی
mosallah, سرباز, سپاهی بهترین ترجمه های "armato" به فارسی هستند.
armato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Participio passato di armare.
-
mosallah
-
سرباز
nounTolosa è la maggior fornitrice di armi per le nostre truppe.
تولوز رساننده ي اصلي اسلحه ها براي سربازان ما بود.
-
سپاهی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "armato" با ترجمه به فارسی
-
تانک سبک
-
بتن آرمه · بتن مسلح · بتون آرمه
-
قاچاق اسلحه
-
ابزارهای محاصره
-
تانک
-
تانک اصلی میدان نبرد
-
تیغ دو لبه · شمشير دو لب
-
اسلحه ضد هوایی · توپخانه ضد هوایی · ضد حملات هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن