ترجمه "arrestare" به فارسی
bâz-dâsht kardan, dastgir kardan, دستگیر کردن بهترین ترجمه های "arrestare" به فارسی هستند.
arrestare
verb
دستور زبان
Causare l'arresto (ad esempio, di una macchina o un motore). [..]
-
bâz-dâsht kardan
-
dastgir kardan
-
دستگیر کردن
verbDopo essere stato arrestato dai romani, gli fu permesso di comparire davanti al Sinedrio, la suprema corte giudaica.
رومیان در آنجا او را دستگیر کرده در مقابل سَنهِدرین، دادگاه عالی یهود حاضر ساختند.
-
ترجمه های کمتر
- توقف
- خاموش کردن
- متوقف شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arrestare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arrestare" با ترجمه به فارسی
-
خاموشکردن
-
حمام توقف
-
دستگیر کردن
-
خاموش
-
bâz-dâsht · dastgiri · tavaqqop · touqif · ایست · بازداشت · بازداشت موقت · بازداشتن · توقیف · حبس · خاموش · منع
-
ایست قلبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن