ترجمه "aspro" به فارسی

torsh, ترش, زست بهترین ترجمه های "aspro" به فارسی هستند.

aspro adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • torsh

  • ترش

    adjective

    Uno studio della sua storia — le guerre, le crociate, le inquisizioni — rivela quanto sono stati aspri i suoi frutti!

    بررسی تاریخ نبردها، جنگهای صلیبی، دادگاههای تفتیش عقاید همگی نشان میدهند که چقدر انگورشان ترش بوده است!

  • زست

    adjective
  • زمخت

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aspro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "aspro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه