ترجمه "attributo" به فارسی

صفت, خواص, مشخصه بهترین ترجمه های "attributo" به فارسی هستند.

attributo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفت

    noun

    Quando si parla della personalità di Geova, molti cristiani pensano subito ai suoi quattro attributi principali.

    اغلب، چهار صفت اصلی یَهُوَه به ذهن ما خطور میکند.

  • خواص

    noun masculine

    Un attributo chiave del nostro Nanopatch è che il vaccino è asciutto, e in quanto asciutto non ha bisogno di refrigerazione.

    یکی از خواص کلیدی نانوپچ ما این است که واکسن خشک است، و زمانی که خشک است نیازی به خنک نگهداشته شدن ندارد.

  • مشخصه

  • ویژگی

    noun masculine

    Presi quell'immagine di Durga con ogni suo attributo, ogni sfumatura, e la feci mia.

    من خودم را از آن تصویر دورگا را ساختم و تمامی ویژگی هایش را، و تمامی جزییاتش را تصویری ازآن خودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attributo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attributo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "attributo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه