ترجمه "autoctono" به فارسی
ساکن اولیه, قدیم, گیاه بومی بهترین ترجمه های "autoctono" به فارسی هستند.
autoctono
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
ساکن اولیه
noun -
قدیم
nounStudiamo vecchi quadri, poesie e letteratura locale, per identificare le specie d'alberi autoctone.
ما نقاشیها، اشعار و ادبیات قدیم آن منطقه را بررسی میکنیم، تا گونههای درختان متعلق به آنجا را بشناسیم.
-
گیاه بومی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " autoctono " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "autoctono" با ترجمه به فارسی
-
محصولات بومي
-
زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
-
ارقام بومی · واریتههای بومي
-
محلی (بومشناسی)
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن