ترجمه "automatico" به فارسی
khodkâr, otomâtik, خودکار بهترین ترجمه های "automatico" به فارسی هستند.
automatico
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
khodkâr
-
otomâtik
-
خودکار
adjective nounE’ una riproduzione automatica. E la previsione di input futuri è l'output desiderato.
این یک بازپخش خودکار است. و پیشبینی درونروهای آینده، برونداد مطلوب است.
-
اتوماتیک
adjectiveIl medico legale ha fatto installare un sistema automatico di dettatura.
دفتر پزشکی قانونی تازگی یه سیستم نگارش اتوماتیک نصب کرده بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " automatico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "automatico" با ترجمه به فارسی
-
تنظیم کننده · حاکم · حکمران · فرماندار · فرمانده
-
یادگیری ماشینی
-
ملازم خودكار
-
کشف خودکار
-
تصحیح خودکار ریاضی
-
توپ مسلسل
-
تصحیح خودکار
-
جنگافزار تمامخودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن