ترجمه "autorizzazione" به فارسی

مجوز, اجازه, اختیار بهترین ترجمه های "autorizzazione" به فارسی هستند.

autorizzazione noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجوز

    Questa fu la prima autorizzazione di questo tipo in Oregon.

    این اولین مجوز در نوع خود در اورگان است.

  • اجازه

    noun feminine

    Lei e'stata sulla scena di un crimine federale senza autorizzazione.

    تو بدون اجازه وارد يه صحنه ي جرمِ فدرال شدي.

  • اختیار

    noun feminine

    Revochiamogli le autorizzazioni e applichiamo l'accordo di riservatezza.

    و ما اختیار امنیتیشو لغو میکنیم و موافقت افشانکردنشو رو اجرا میکنیم

  • ترجمه های کمتر

    • اذن
    • تسلط
    • جواز
    • دستور
    • غلبه
    • فرمان
    • پروانه
    • کسب اجازه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " autorizzazione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "autorizzazione" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "autorizzazione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه