ترجمه "avvisare" به فارسی
ettelâʼ dâdan, اخطار, اطلاع دادن بهترین ترجمه های "avvisare" به فارسی هستند.
avvisare
verb
دستور زبان
Dare un'informazione.
-
ettelâʼ dâdan
-
اخطار
Mettiamo avvisi sulle tazze di caffè per ricordarci che potrebbero essere calde.
روی فنجونهای قهوه اخطار می چسبانیم که که ممکن است محتویات آن داغ باشد.
-
اطلاع دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اگاهی دادن
- هشدار
- هشدار دادن
- چغلی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avvisare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "avvisare" با ترجمه به فارسی
-
ekhtâr · ettelâʼ · ettelâʼiye · eʼlân · آگاهی · احساس · اخطار · استدلال · تذکر · ترغیب · تشویق · تمایل · خبر · رایزنی · صوابدید · عاطفه · عبرت · عقیده · عقیده دینی · قسم · مشورت · مصلحت · نصیحت · نظر · هشدار · پند · گمان
-
اگهي
-
جعبه هشدار
-
اطلاعات مربوط به نامه
-
انتظار مکالمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن