ترجمه "baby" به فارسی
اشغال, بچه, بچه کوچک بهترین ترجمه های "baby" به فارسی هستند.
baby
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
اشغال
noun -
بچه
nounSolo un paio d'ore con degli adulti, qualche drink, niente baby talk.
فقط چند ساعتي با چند تا زوج بالغ يکم نوشيدني, حرف در مورد بچه نباشه.
-
بچه کوچک
noun
-
ترجمه های کمتر
- جمع
- طفل
- عدد
- نوزاد
- کودک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baby" با ترجمه به فارسی
-
دایه · دختر پرستار · پرستار · پرستار بچه · پرورشگاه
-
گوشت گاو · گوشت گاو جوان
-
دختر میلیون دلاری
-
parastāre batsche
اضافه کردن مثال
اضافه کردن