ترجمه "bacino" به فارسی
لگن خاصره, bâsan, houz بهترین ترجمه های "bacino" به فارسی هستند.
bacino
noun
verb
masculine
دستور زبان
Una scodella, catino, usato per lavarsi o lavare i piatti, che di solito é fissato al muro. [..]
-
لگن خاصره
nounEra nata con il bacino e le zampe posteriori molto deformate.
او با تغییر شکل شدید پشت پاها و لگن خاصره به دنیا آمده بود.
-
bâsan
-
houz
-
ترجمه های کمتر
- برکه
- لگن
- مخزن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bacino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bacino
-
بزین
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
تصاویر با "bacino"
عباراتی شبیه به "bacino" با ترجمه به فارسی
-
درياچههاي دستساخت · درياچههاي مصنوعي · مخازن · مخازن (آب) · مخازن آب
-
busidan · بوسیدن · ماچ کردن
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
-
حوضه ساختاری
-
حوضه بسته
-
استخوان تهيگاه
-
حوضه آبریز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن