ترجمه "baffi" به فارسی
بروت, sebil, سبيل بهترین ترجمه های "baffi" به فارسی هستند.
baffi
noun
masculine
دستور زبان
-
بروت
noun -
sebil
noun masculine -
سبيل
noun masculineIl Padrino ci ha detto due settimane fa che la divisione avra'un concorso sulla crescita dei baffi.
پدرخوانده دو هفته پيش به ما گفت لشکري که سبيل داره جريمه بشه.
-
سبیل
nounpeluria tra narice e labbro superiore
Aveva la riga da una parte e dei baffi ordinati.
پدرم موهاش فرق از بغل بود و یه سبیل مرتب داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baffi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "baffi"
عباراتی شبیه به "baffi" با ترجمه به فارسی
-
بروت · خط اتحاد · ریش · سبیل · شارب · عیب · لک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن