ترجمه "balene" به فارسی
نهنگها, شيارنهنگ, وال بهترین ترجمه های "balene" به فارسی هستند.
balene
noun
feminine
دستور زبان
-
نهنگها
nounOggi i discendenti di quelle balene spingono i piccoli verso la superficie per giocare e interagire con noi.
امروز نوادگان همین نهنگها بچههایشان را به سطح آب میرانند تا با ما بازی و تعامل کنند.
-
شيارنهنگ
-
وال
nounNon lo so', le balene sembravano attratte da questa cosa.
نميدونم ، وال ها رو به خودش جلب کرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " balene " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "balene"
عباراتی شبیه به "balene" با ترجمه به فارسی
-
دلفیناپتروس لئوکاس · نهنگ بلوگا
-
nahang · نهنگ · وال
-
روغن نهنگ
-
نهنگ قطبی
-
شکار نهنگ
-
شکار نهنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن