ترجمه "bambina" به فارسی

بچه, دختر, dokhtar بهترین ترجمه های "bambina" به فارسی هستند.

bambina noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    Così da bambina partecipavo alle celebrazioni e alle feste religiose tenute durante l’anno, che vedevano l’intera famiglia riunita.

    ما بچهها از اعیاد مذهبی که کلّ خانواده و اقوام دور هم جمع میشدند لذّت میبردیم.

  • دختر

    noun

    Era una bambina molto dolce, ma la vita le ha spezzato il cuore.

    اون دختر خيلي شيريني بود اما روزگار قلبش رو شکست.

  • dokhtar

  • ترجمه های کمتر

    • فرزند
    • کودک
    • بَچِّه
    • بچ
    • طفل
    • نوپا
    • کر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bambina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bambina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه