ترجمه "barriera" به فارسی
حصار, mâneʼ, sad بهترین ترجمه های "barriera" به فارسی هستند.
barriera
noun
feminine
دستور زبان
Una struttura che blocca il passaggio. [..]
-
حصار
noun feminineLa barriera sembrava fatta di un materiale molto robusto ed era sostenuta da boe galleggianti.
این حصار از توری قوی درست شده و روی آب شناور بود.
-
mâneʼ
-
sad
-
ترجمه های کمتر
- آبسنگ
- تپه دریایی
- دروازه
- دیوار
- سد
- مانع
- پاگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barriera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barriera" با ترجمه به فارسی
-
گاردریل
-
حمايت تجاری · موانع تجاری · موانع غير تعرفهاي تجاری
-
صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا
-
صخرههای مرجانی
-
حمايت تجاری · موانع تجاری · موانع غير تعرفهاي تجاری
-
آبسنگ مرجانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن