ترجمه "basi" به فارسی

اساس, بنیاد, بُن بهترین ترجمه های "basi" به فارسی هستند.

basi noun verb feminine دستور زبان

Conoscenze elementari di un argomento che possono essere apprese in maggior dettaglio.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اساس

    noun feminine

    Si dovrà utilizzare la conversazione modello come base per la conversazione.

    نمایش باید بر اساس پیشنهاد صفحهٔ اول جزوهٔ کار و آموزش اجرا شود.

  • بنیاد

    noun

    L’educazione impartitagli dai genitori gli aveva dato una base solida.

    تعلیم و تربیتی که والدینش به او داده بودند برایش بنیاد استواری بود.

  • بُن

    noun feminine

    Sostanzialmente fu una grande rivolta, una cultura di dissenso, una cultura basata sull'anti-conformismo, mai sperimentata prima.

    اما این اساسا يك طغيانِ شگرف و یک ناهماندیشیِ فرهنگى هم بود، يك فرهنگِ از بُن ناسازگار، كه تابه حال شناخته نشده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • بُنیاد
    • شالوده
    • شالودَه
    • پایه
    • پایَه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "basi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "basi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه