ترجمه "bassa" به فارسی
کوتاه ترجمه "bassa" به فارسی است.
bassa
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
کوتاه
adjectiveIo ero troppo bassa per fare la modella in Polonia.
تو لهستان براي مُدل بودن قدم خيلي کوتاه بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bassa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bassa" با ترجمه به فارسی
-
باجا کالیفرنیا
-
باجا کالیفرنیا تی.اس
-
اوتركت · اوريجسل · زيد-هلند · زيلند · فريزلند · ليمبرگ · نورد-باربانت · نورد-هلند · هلند · هلندي · پادشاهي نترلند · ژلدرلند · گرونينگن
-
رژيمهاي كمپروتئين · رژیمهای پروتئینمحدود
-
باس-باریتون
-
رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
-
دماي پايين · سرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن