ترجمه "basso" به فارسی
khafif, khâr, kutâh بهترین ترجمه های "basso" به فارسی هستند.
basso
adjective
noun
adverb
masculine
دستور زبان
Parte o sezione musicale più bassa del tenor o di tutte le altre parti, con un registro dal re al di sotto della chiave di fa al mi al di sopra del "do centrale". [..]
-
khafif
-
khâr
-
kutâh
-
ترجمه های کمتر
- past
- pâʼin
- safil
- باس
- کم
- کوتاه
- گیتار بیس
- دورنی
- سطح پایینی
- پست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Basso
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Basso" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Basso در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "basso" با ترجمه به فارسی
-
زبان پلادوتچی
-
باجا کالیفرنیا
-
باجا کالیفرنیا تی.اس
-
اوتركت · اوريجسل · زيد-هلند · زيلند · فريزلند · ليمبرگ · نورد-باربانت · نورد-هلند · هلند · هلندي · پادشاهي نترلند · ژلدرلند · گرونينگن
-
رژيمهاي كمپروتئين · رژیمهای پروتئینمحدود
-
باس-باریتون
-
رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژیمهای انرژیمحدود
-
دماي پايين · سرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن