ترجمه "bastone" به فارسی

چماق, چوبدست, comâq بهترین ترجمه های "bastone" به فارسی هستند.

bastone noun masculine دستور زبان

Ramo d'albero arrotondato e lavorato o strumento di analoga forma anche non di legno, usato spec. come sostegno per camminare o come arma.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چماق

    noun masculine

    Poco dopo sopraggiunse una turba con delle torce, armata di spade e bastoni.

    پس از چندی گروهی اوباش مشعل به دست و مسلّح به چماق و شمشیر به سوی عیسی آمدند.

  • چوبدست

    noun

    Questo bastone rappresentava tre cose nella vita di Mosè.

    اون چوبدست نماد سه چیز در زندگی موسی بود.

  • comâq

  • ترجمه های کمتر

    • cub
    • cubdasti
    • ʼasâ
    • باتون
    • برادر
    • عصا
    • مخفف نام
    • نیشکر
    • همدم
    • چسبيدن
    • چنبه
    • چوب
    • چوب دستی
    • چوبک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bastone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bastone" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bastone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه