ترجمه "becco" به فارسی
منقار, menqâr, nok بهترین ترجمه های "becco" به فارسی هستند.
becco
noun
verb
masculine
دستور زبان
Struttura anatomica esterna degli uccelli utilizzata per la nutrizione.
-
منقار
struttura cornea esterna della bocca di alcuni animali
Il becco del falco puo'perforare il cranio umano.
منقار شاهین می تواند جمجمه ی انسان را سوراخ بكند
-
menqâr
-
nok
-
ترجمه های کمتر
- نوک
- bāẕan
- darāre
- dayūs
- šāḫ-dār
- برادر
- بز نر
- تگه
- حرف
- دهانه
- شاک
- فواره
- لوله
- مخفف نام
- معده
- نوک قلم
- همدم
- کل
- کلب
- کلنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " becco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "becco"
عباراتی شبیه به "becco" با ترجمه به فارسی
-
قبرکن
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
-
شمعدانی
-
آبچلیک نوکقاشقی
-
وانگای منقارچنگکی
-
چراغ بونزن
-
gereftan · nok zadan
-
بزهای نر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن