ترجمه "bene" به فارسی
دارایی, bârek-allâh, cashm بهترین ترجمه های "bene" به فارسی هستند.
bene
adjective
interjection
noun
adverb
masculine
دستور زبان
Un articolo di commercio, disponibile in quantità limitata, reperibile e utile. [..]
-
دارایی
Nei tempi antichi, la terra era il bene più importante al mondo.
در دوران باستان، زمین مهمترین دارایی دنیا بود.
-
bârek-allâh
-
cashm
-
ترجمه های کمتر
- kheir
- khub
- mâl
- خوب
- خیر
- عالی
- نیکی
- ابتلا
- با محبت
- براوو
- خوبی
- خونگرمی
- خیر و شر
- عاطفه
- علاقه
- فرآورده
- مایملک
- موجودی
- وسیله مناسب
- چيز خوب
- کسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bene " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bene
Le forze o i comportamenti nemici del male.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bene" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bene در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bene" با ترجمه به فارسی
-
دوستت دارم · من دوستت دارم
-
بنی
-
تراژدی منابع مشترک
-
دوستت دارم
-
dust dâshtan · دوست داشتن · عاشق بودن · عشق داشتن · مهر ورزیدن
-
میراث فرهنگی
-
ثابت · غیر منقول · مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن