ترجمه "birbone" به فارسی
اسب چموش, بوزینه, جمهوریخواه بهترین ترجمه های "birbone" به فارسی هستند.
birbone
adjective
masculine
دستور زبان
-
اسب چموش
noun -
بوزینه
noun -
جمهوریخواه
noun
-
ترجمه های کمتر
- رند
- میمون
- ناقلا
- وصله
- پست و حقیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " birbone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن