ترجمه "birmania" به فارسی

برمه, میانمار, میانمار بهترین ترجمه های "birmania" به فارسی هستند.

birmania
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برمه

    noun

    La sua permanenza in Birmania, però, gli costò cara.

    اما اقامت او در برمه برایش بسیار گران تمام شد.

  • میانمار

    proper

    Nel 2008 il ciclone Nargis ha devastato il Myanmar (Birmania).

    در سال 2008 طوفان سهمگین نارگیس میانمار را شگفت زده کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " birmania " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Birmania proper feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میانمار

    proper

    Nel 2008 il ciclone Nargis ha devastato il Myanmar (Birmania).

    در سال 2008 طوفان سهمگین نارگیس میانمار را شگفت زده کرد

  • برمه

    proper feminine

    La sua permanenza in Birmania, però, gli costò cara.

    اما اقامت او در برمه برایش بسیار گران تمام شد.

  • Miyānmār

    proper feminine
  • ترجمه های کمتر

    • جمهوري سوسياليست برمه
    • متحده ميانمار

تصاویر با "birmania"

عباراتی شبیه به "birmania" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "birmania" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه