ترجمه "blocco" به فارسی
tavaqqof, بلوک, دفتر بهترین ترجمه های "blocco" به فارسی هستند.
blocco
noun
verb
masculine
دستور زبان
Un pezzo compatto di un materiale, solitamente solido, specialmente quando deve venire lavorato. [..]
-
tavaqqof
-
بلوک
noun masculineIn questo caso, abbiamo cresciuto un blocco ad angolo.
اینجا، ما یک بلوک گوشه ای رشد دادیم.
-
دفتر
nounCerto, stavo impazientemente colorando il blocco di nero.
به راستی، من خیلی مشتاقانه مشغول رنگ آمیزی کردن با سیاه توی دفتر طراحیم بودم.
-
ترجمه های کمتر
- انسداد
- توده
- دفترچه
- راه بندان
- سد راه
- محاصره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blocco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "blocco"
عباراتی شبیه به "blocco" با ترجمه به فارسی
-
بلوک شرق
-
فهرست فرستنده های مسدود شده
-
بلوک جدول تناوبی
-
بلوک قلبی
-
توفان زده
-
گیرکردن کاغذ
-
بلوک پی
-
بلوک اس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن