ترجمه "bomba" به فارسی

بمب, قنبره, bomb بهترین ترجمه های "bomba" به فارسی هستند.

bomba noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بمب

    noun

    Dai rottami e dalle testimonianze sembra sia stata una bomba.

    طبق چیزایی که شاهدان عینی گفتن و از آوار مشاهده شده ، انگار مثل یه بمب بوده.

  • قنبره

    noun
  • bomb

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • khompâré
    • خمپاره
    • صاعقه
    • غرش رعد
    • مته کار
    • وزنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bomba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bomba"

عباراتی شبیه به "bomba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bomba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه