ترجمه "bordo" به فارسی
hâshiyé, kenâr, labé بهترین ترجمه های "bordo" به فارسی هستند.
bordo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Parte esterna che costituisce il limite di una superficie; bordo, orlo.
-
hâshiyé
-
kenâr
-
labé
-
ترجمه های کمتر
- مرز
- كناره
- لبه
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bordo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bordo" با ترجمه به فارسی
-
دستگاههای هدایت پرواز
-
ایستگاه فرعی · کنار جاده
-
روی یا داخل
-
همقطار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن