ترجمه "bovino" به فارسی

گاو, گاوی بهترین ترجمه های "bovino" به فارسی هستند.

bovino adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    Fece una sferza di corde e scacciò i branchi di bovini e di pecore dal tempio.

    به همین خاطر تازیانهای از ریسمان ساخت و گلّههای گاو و گوسفند را از معبد بیرون راند.

  • گاوی

    noun masculine
  • [[گاوماده]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bovino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bovino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bovino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه