ترجمه "braccio" به فارسی

بازو, baghal, bâzu بهترین ترجمه های "braccio" به فارسی هستند.

braccio noun verb masculine دستور زبان

Una separazione del fiume, una strada,ecc.. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازو

    noun

    Estremità superiore del corpo, che si estende dalla spalla al polso e che qualche volta include anche la mano.

    L'uomo non aveva le gambe e aveva un braccio solo.

    مرد بدون پا بود و فقط یک بازو داشت. مرد بدون پا بود و فقط یک بازو داشت.

  • baghal

  • bâzu

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • dast
    • دست
    • دودکش
    • ضمیمه
    • فاتوم
    • لوله بخار
    • پیوست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " braccio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "braccio"

عباراتی شبیه به "braccio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "braccio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه