ترجمه "brodo" به فارسی

آبگوشت, sup, سوپ بهترین ترجمه های "brodo" به فارسی هستند.

brodo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبگوشت

    noun masculine

    Spaghetti, salsa di soia, dado da brodo e carne in scatola.

    اسپاگتي ، سس سويا ، آبگوشت بره ، و کنسرو گوشت خوک.

  • sup

  • سوپ

    noun masculine

    Gli avevo anche portato il brodo di pollo.

    حتي براش سوپ مرغ و ماکاروني آورده بودم.

  • گوشتابه

    preparato alimentare in forma liquida

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brodo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "brodo"

عباراتی شبیه به "brodo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brodo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه