ترجمه "bruna" به فارسی
سبزه ترجمه "bruna" به فارسی است.
bruna
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
سبزه
nounMi stavo solo chiedendo se avessi un debole per le brune con gli occhi azzurri.
نه ، فقط جالب ميشه اگه بدن سبزه با چشاي آبي داشته باشي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bruna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bruna
proper
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bruna" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bruna در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "bruna" با ترجمه به فارسی
-
بيماري موكو
-
برونو بوزتو
-
بافت چربی · چربي انبارگاه · چربي بدن · چربي زرد · چربي قهوهاي
-
زیرآبروک قهوهای
-
براسیکا جونسئا · خردل هندي · راي · راي (گياه)
-
کوتوله قهوهای
-
gandomgum · khoemâʼi · sabzé · قهوهای
-
نشانگان خرگوش صحرایی قهوهای اروپایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن