ترجمه "bufalo" به فارسی
gâvmish, گاومیش, بوفالو بهترین ترجمه های "bufalo" به فارسی هستند.
bufalo
noun
masculine
دستور زبان
-
gâvmish
-
گاومیش
nouninterpretavano il topo e il bufalo d'acqua,
نقش موش و گاومیش را بازی کردند،
-
بوفالو
noun masculineLe donne selvagge, le donne selvagge camminano coi bufali.
زنان وحشی، زنان وحشی، آنها با بوفالو قدم میزنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bufalo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bufalo"
عباراتی شبیه به "bufalo" با ترجمه به فارسی
-
گاومیش
-
گاوميشها (بوبالوس)
-
آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی
-
گوشت گاومیش
-
آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی
-
سينسروس كافر · گاوميشها · گاومیشهای آفریقایی
-
آبگاوميش · بوبالوس · سينسروس كافر · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی · گاومیشهای آفریقایی
-
آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی · گاومیشهای آبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن