ترجمه "cacciare" به فارسی
شکار کردن, صید کردن, seid kardan بهترین ترجمه های "cacciare" به فارسی هستند.
cacciare
verb
دستور زبان
Forzare una persona o più persone a lasciare un posto o un luogo.
-
شکار کردن
verbEssendo il figlio di un contadino che se ne intendeva di caccia, mio padre era un ottimo tiratore.
به عنوان فرزند یک کشاورز که شکار کردن رو بلده، پدرم یک تیرانداز ماهر بود.
-
صید کردن
-
seid kardan
-
ترجمه های کمتر
- shekâr kardan
- کشتن
- برطرف کردن
- راندن واخراج کردن
- یوختن
- یوزیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cacciare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cacciare" با ترجمه به فارسی
-
seid · shekâr · تعقیب · جنگنده · رزمنده · شكار · شکار · صید · مسابقه · نابود کننده · ناو شکن
-
هواپیمای رهگیر
-
تعقیب جنایتکاران
-
شکار گرگ
-
فصل شکار
-
شکارچی-گردآورنده
-
تازیها
-
جنگنده چندمنظوره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن