ترجمه "caduta" به فارسی
rizesh, soqut, بارش بهترین ترجمه های "caduta" به فارسی هستند.
caduta
noun
adjective
feminine
دستور زبان
In senso figurato, la fine del potere di un regime politico e sim. [..]
-
rizesh
-
soqut
-
بارش
noun feminineA ovest c'e'ancora troppa caduta radioattiva.
غرب هنوز بارش رادیواکتیو درش زیاده
-
ترجمه های کمتر
- زوال
- سقوط
- وفات يافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caduta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caduta" با ترجمه به فارسی
-
کشته در نبرد
-
سنگریزش
-
oftâdan · oftådan · افتادن · خرد شدن · شدن · فاسدشدن · فتادن · مردن
-
سقوط برگ
-
بارش برف
-
zamin khordan
-
هبوط
-
بمب غیر هدایت شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن