ترجمه "cagna" به فارسی
لاج, مادهسگ, کس بهترین ترجمه های "cagna" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Sapevo che quella piccola zona dimenticata, abbandonata come la cagna che mi ci aveva portato, valeva la pena di essere salvata. ↔ می دانستم که این بن بست کوچک فراموش شده که مثل سگی که مرا اینجا آورده بود و متروک شده بود، ارزش نجات داشت.
cagna
noun
feminine
دستور زبان
-
لاج
noun feminine -
مادهسگ
noun feminine -
کس
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cagna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cagna" با ترجمه به فارسی
-
ماچهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "cagna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Sapevo che quella piccola zona dimenticata, abbandonata come la cagna che mi ci aveva portato, valeva la pena di essere salvata.
می دانستم که این بن بست کوچک فراموش شده که مثل سگی که مرا اینجا آورده بود و متروک شده بود، ارزش نجات داشت.
Poi, una mattina mentre facevo jogging insieme alla mia cagna, lei mi ha trascinato verso quella che credevo fosse una delle tante discariche illegali.
بعد، وقتی یک روز صبح داشتم با سگم می دویدم، مرا بجایی کشانید که فکر می کردم زباله دانی غیر قانونی دیگری است.
Lei è una cagna.
اون جنده است.
Quella cagna si e'appena presa 10 anni della mia vita.
جنده ده سال از عمرم کم کرد
No, mi ascolti, figlio di una cagna, sei morto.
نه ، تو گوش بده ، تويِ مادر به خطا ، تو مُردي.