ترجمه "calcagno" به فارسی
پاشنه, پاشنه کف, استخوان پاشنه بهترین ترجمه های "calcagno" به فارسی هستند.
calcagno
noun
masculine
دستور زبان
-
پاشنه
nounCome fu inferta a Gesù la simbolica ferita al calcagno?
چگونه ‹کوبیده شدن پاشنه› به صورت سمبولیک در مورد عیسی به تحقق رسید؟
-
پاشنه کف
-
استخوان پاشنه
osso più voluminoso del tarso e costituisce il tallone
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calcagno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن