ترجمه "callo" به فارسی
پینه, mikhcé, روپوست جانوري بهترین ترجمه های "callo" به فارسی هستند.
callo
noun
masculine
دستور زبان
-
پینه
nounE alla fine della procedura il braccio mi fa male, ho un callo sul palmo della mano.
و در انتها بازوهای من درد می گیرند و دستم پینه می بنده.
-
mikhcé
-
روپوست جانوري
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- ميانپوست
- میخچه
- پوست
- پينه
- کالوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " callo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "callo" با ترجمه به فارسی
-
كشت پینه
-
پينه (پوست جانوري)
-
كالوس استخوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن