ترجمه "camminare" به فارسی

qadam zadan, râh raftan, راه رفتن بهترین ترجمه های "camminare" به فارسی هستند.

camminare verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • qadam zadan

  • râh raftan

  • راه رفتن

    verb

    Dissero che sì, camminare per il percorso è un esercizio fisico importante.

    اونها گفتند بله، راه رفتن در زمین گلف یک عمل فیزیکی توان فرساست.

  • ترجمه های کمتر

    • گام زدن
    • رفتن
    • سیر کردن
    • مشى
    • پیاده رفتن
    • گشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " camminare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "camminare" با ترجمه به فارسی

  • تحلیل مسیر بحرانی
  • مسافت آزاد میانگین
  • مسئله یافتن کوتاهترین مسیر
  • راه رونده · متحرک · پیادهروی · گام
  • فرمول انتگرال مسیر
  • masir · sabil · راه
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • آویخته بودن · خمیده بودن
اضافه کردن

ترجمه های "camminare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه