ترجمه "campagna" به فارسی

روستا, حومه شهر, birun-e shahr بهترین ترجمه های "campagna" به فارسی هستند.

campagna noun feminine دستور زبان

Area rurale, di una regione campestre, opposta alla zona urbana. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun

    Se fossi cresciuto in campagna e fossi ritardato, Bruges mi colpirebbe.

    اگر منم تو روستا بزرگ شده بودم و منگول بودم, شاید بروجز برام جذاب می بود.

  • حومه شهر

    noun

    Lord Narcisse e'tornato dalla sua tenuta in campagna.

    لرد نارسيس از خونه اربابي اش از حومه شهر برگشته.

  • birun-e shahr

  • ترجمه های کمتر

    • rustâ
    • کارزار
    • تملک زمین
    • جنگ صلیبی
    • جنگ مذهبی
    • حاشیه نشین
    • سلسله عملیات
    • محدوده روستایی
    • محیط زیست روستایی
    • کمپین
    • ییلاقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " campagna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "campagna"

عباراتی شبیه به "campagna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "campagna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه