ترجمه "cannella" به فارسی
دارچین, dârcin, dārčin بهترین ترجمه های "cannella" به فارسی هستند.
cannella
noun
feminine
دستور زبان
-
دارچین
nounspecie di pianta della famiglia Lauraceae
Ho anche trovato della cannella.
یه کم دارچین هم پیدا کردم.
-
dârcin
noun feminine -
dārčin
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- توپی
- دارچين
- رنگ زرد سبز
- سوراخ گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cannella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cannella
-
دارچین
nounNo, ho dimenticato lo spazzolino di Cannella da Howard!
اوه ، نه ، مسواک " دارچین " رو توی خونه ی " هاوارد " جا گذاشتم.
تصاویر با "cannella"
عباراتی شبیه به "cannella" با ترجمه به فارسی
-
آنونا اسکوآموزا · درخت ساپ · درخت سيب قندي · درختان شيرينبر
-
سیناموموم بورمانی
-
آنونا اسکوآموزا · درخت ساپ · درخت سيب قندي · درختان شيرينبر
-
دارچين چيني · دارچين چيني (گياه) · سيناموموم كاسيا · سیناموموم آروماتیکوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن