ترجمه "carattere" به فارسی

حرف, نویسه, شخصیت بهترین ترجمه های "carattere" به فارسی هستند.

carattere noun masculine دستور زبان

Singolo simbolo in un alfabeto. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرف

    noun

    Simbolo usato per rappresentare un suono o una parola.

    Ma in cinese, 140 caratteri sono molti, è un paragrafo, una storia.

    ولی در زبان چینی واقعاً ۱۴۰ حرف است که یک پاراگراف است، یک داستان.

  • نویسه

    noun

    unità minima di informazione [..]

  • شخصیت

    noun

    Simbolo usato per rappresentare un suono o una parola.

    Egli ha un carattere differente da suo padre.

    او دارای شخصیت متفاوتی نسبت به پدرش است.

  • ترجمه های کمتر

    • akhlâq
    • kholq
    • shakhsiyat
    • سیرت
    • منش
    • خو
    • دادههای رستهای
    • سند
    • فواره
    • کاراکتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " carattere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Carattere
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادههای رستهای

تصاویر با "carattere"

عباراتی شبیه به "carattere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "carattere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه