ترجمه "carburatore" به فارسی
kârborâtor, کاربراتور بهترین ترجمه های "carburatore" به فارسی هستند.
carburatore
noun
masculine
دستور زبان
-
kârborâtor
-
کاربراتور
Componente dell'impianto di alimentazione dei motori a combustione interna
Ho messo il nuovo carburatore ieri e il cliente e'venuto e l'ha presa.
، دیروز یه کاربراتور براش کار گذاشتم . مشتری اومد و بردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carburatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carburatore" با ترجمه به فارسی
-
قطعات موتوری · كاربراتورها · ميللنگها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن