ترجمه "carestia" به فارسی
قحطی, khoshk-sâli, qahti بهترین ترجمه های "carestia" به فارسی هستند.
carestia
noun
feminine
دستور زبان
-
قحطی
nounDue anni dopo la carestia colpì il mio Paese per la seconda volta.
دو سال بعد، قحطی برای دومین بار به کشورم آسیب زد.
-
khoshk-sâli
-
qahti
-
ترجمه های کمتر
- گرسنگی
- qḥṭy
- احتیاج
- تنگ سالی
- خشکسالی
- عدد کم
- قحط و غلا
- قلت
- نایابی
- ندرت
- نقص
- کسری
- کمبود
- کمی
- کمیابی و گرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carestia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن